رونالد اینگلهارت و نوریس

پیمایش جهانی نوریس و اینگلهارت (2004) نشان داد که جهان ما وضعیت دوگانۀ تا حدی «متناقضنمایی» دارد. از یکسو فرایندهای عرفی شدن از عرصۀ عمومی کشورهای صنعتی و مابعد صنعتی به کشورهای در حال توسعه در پیرامون است و در حال جهانگیر شدن هستند و از سوی دیگر شواهد بسیاری از رشد دینگرایی حکایت دارند. بدین ترتیب پا به پا و در کنار عرفی شدن، شاهد جمعیت بزرگی از دینگرایان نیز در جوامع هستیم.
نوریس و اینگلهارت از شواهد میدانی بین المللی خود چنین استنباط کرده اند که دینگرایی عمدتاً در حوزههایی در حال رشد بوده است که جمعیتهای آسیب پذیر، ملل فقیر و نوسازیهای دولتی شکست خورده ای را شامل میشدند. مواجه شدن مردمان در این حوزهها با انواع مخاطرات فیزیکی، اجتماعی و شخصی سبب شده است که احساس امنیت وجودیشان لطمه بخورد و این به نظر نوریس و اینگلهارت در رشد دینگرایی رو به رشد اثر میگذاشته است. (آنها در تحلیلهای خود توضیحات مبسوطی افزوده اند که رشد مذهب در آمریکا، ویژگیهای مدرن و متکثر خاص خود را دارد و بر حسب سرشت کارکردی خود با شرایط جوامع پیش گفته به کلی متفاوت است(.
دکتر فراستخواه: درصد بالایی از مردم در پیمایشها اظهار کرده اند که خود را در مجموع قائل و عامل به دین می دانند. این داده ها شاید با نظریه اینگلهارت قابل توضیح باشند.
دکتر فراستخواه: بیشتر دینداران کسانی بودند که به نوعی با عدم احساس امنیت وجودی بشر(در قبال سیل، زلزله، بیماری، فقر، بحران ها) دست به گریبان بودند.( تایید نظریه اینگلهارت، رابطه دینداری با احساس عدم امنیت حیاتی ).
آرش احدی مطلق